فیزتک

فیزیک و تکنولوژی

فیزیک و تکنولوژی

آموزگار هستم. از آنجا که پروژه کارشناسی بنده حول ترجمه مقالاتی درباره ظهور اشعه ایکس و کاربردهای آن بود، این صفحه را ابتدا تحت عنوان اشعه ایکس در فروردین 1384 راه اندازی کردم. بعدها بخاطر نشر مطالب متفاوت و گوناگون به فیزتِـــک تغییر نام دادم. فیزتک از سرکلمه های فیزیک و تکنولوژی ساخته شده است.
/ پشتیبان دانش آموزان مدارس بین الملل
International School's Students Support

طبقه بندی موضوعی

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشعه ایکس» ثبت شده است

در اولین نیمه سال 1896 وسایل اشعه ایکس در چند بیمارستانهای لندن نصب شده بودند. در بیشتر بیمارستانها، پزشکان با علاقه ای که به الکتریسیته یا عکاسی داشتند « بیمارستان متخصصان برق » را تاسیس کردند، و این برای دکترها یک احساس جدیدی درباره « عکاسها » ایجاد کرد. در بیمارستان میلر[1] در لندن ،آقای سورگن توماس مور[2] با همسایه دانشمندش ویلیام وبستر[3]، نه تنها به تاسیس اولین بخش اشعة ایکس انگلستان کمک کردند بلکه همچنین در تشکیل انجمن رونتگن و تهیه آرشیوهای اولیه مجلات از اشعه رونتگن فعال بودند. در بیمارستان لندن، هدلی[4] اشعه های ایکس را در اوایل سال 1896 در بخش الکتریکی اش ترکیب کرد. همکارش، اِرنِست هارناک[5] یکی از پیشگامان پرتو نگار انگلیسی بود که هدایت پرتوها رادرپرتودهی به عهده داشت و به همین خاطر صدمات سختی دید و سرانجام درگذشت. در سال 1903 استفاده از اشعة ایکس افزایش یافت و  در همان سال خانواده سلطنتی یک بخش جدید برای بیماران خارجی در قسمت برق، بخشی که به کلی به وسایل اشعة ایکس  مجهز بود، و در یک مساحت بزرگ تاسیس کرد.ارتش انگلستان یکی از اولین استفاده کنندگان اشعة ایکس در بیمارستانهای صحرایی و نظامیِ ثابت بود. در مدت جنگ رودخانه در سال 1898 جراح بزرگ باترسبای[6] آزمایشات اشعة ایکس را روی تقریبا60 نفر از سربازان انگلیسی در بیمارستان کوچک ساده ای به   انجام رساند. این اولین استفاده از اشعه های ایکس در جنگ، در یک کلبه گلی در طول ساحل رود نیل بود. باترسبای از چند نفر بطور داوطلبانه  برای پدال زدن دوچرخه ای برای شارژ باتریها استفاده کرد.  در فرانسه، آنتونی بکلر[7] که قبلا در ایمن شناسی[8] بخوبی مشهور بود طرز کار اشعة ایکس  را در ژانویه سال 1896نشان داد. او با دیدن ضربانهای قلب و حرکات دیافراگم به شگفت آمد و با معاینه هایش از افزایش تیرگی در سر ریه، بطور دقیق تغییرات باقی مانده از سل را تفسیر کرد. پس از مدتی بکلر مصمم به ترک ایمونولوژی و گذراندن ادامه زندگیش به عنوان رادیولوژیست گردید. او اظهارکرد:« این به نظر من راهی به سوی سرزمین موعود است، و من آنرا دنبال خواهم کرد».  بکلر بر احداث ماشین استاتیک بیمارستان تنون[9] نظارت کرد، جایی که بزودی یک بخش رادیولوژی سرویس دهی داشت. بکلر در تجربه اولیة اشعة ایکس  بیمارستانی اش در یک اتاق کوچک ،و با وسایل ناچیز و کمبود کارکنان لازم رنجهای زیادی را تحمل کرد.  مدیریت بیمارستان فقط یک مکان کوچک را بدون تاریکخانه تهیه کرد. بکلر پرتونگاریهایش را در خانه اش انجام داد، جایی که همسرش اتاق کوچکشان را توسعه داده بود. در سال 1897 او به بیمارستان سینت- آنتونیو[10] منتقل شد، جایی که او در طول 35 سال تدریس رادیولوژی را در مدرسه فرانسه بر عهده داشت؛ هرچند که خیلی اوقات با حمایت کمی از طرف هیأت مدیره و روسا روبرو می شد. او در سال 1905 گفت:  « یک شیوه رادیولوژی پزشکی، تشخیص و درمان رادیویی مورد استفاده همه دانشجویان پزشکی قرار خواهدگرفت. این روش تدریس مستلزم سه قسمت می باشد- تئوری، عملی و درمانگاهی- اما نمی توانست محلی را در هر جایی به جز داخل یک بیمارستان بگیرد».  2-23) بیمارستان میلر لندن در سال1906، که اولین بار در ده سال قبل از آن برای اشعة ایکس تجهیز شده بود. در مارس سال 1896 توماس مُور، آقای سورجن و ویلیام وبسترِ دانشمند، رؤسای بیمارستان را در نصب وسایل اشعة ایکس پس از موفقیت آمیز بودن پرتونگاری دنده شکسته شده یک بچه ترقیب کردند.2-24)  نقشه طبقة هم کف بخش اشعة ایکس  بیمارستان کشیش جورج لندن در سال 1910. بیشتر اتاقهای اشعة ایکس اولیه بسیار کوچک بودند.2-25) این نکات در آوریل سال 1897در بیمارستان گازت در شهر گیتی[11] در پی تلاشهای ناموفق آگهی محلی منتشر شد. این مسئله واضح بود که سعی بدست آوردن یک شهرت مهم است؛ مساحت کلینیکها جوابگوی تجهیز کردن بیمارستانشان برای اجرای خوب طرح رادیولوژی بود.2-26)  فلورانس استونی[12] (1932-1870) اولین زن رادیولوژیست بریتانیایی و یک از مسئولین مدرسه پزشکی زنان، اولین کلینیک سرویس دهی اشعة ایکس را ، بدون تاریکخانه، در بیمارستان رویال تاسیس کرد، او ورقه های اشعة ایکس اش را در خانه و در حمام ظاهر می کرد.2-27) ارنست هارناک[13] در اینجا طرز استفاده از یک دستگاه نظامی که شامل یک سیم پیچ رومکرف و یک لوله خلاء اولیه است را شرح می دهد. نکته مهم در نبودن حفاظت در برابر پرتو ها بود- هارناک یکی از اولین مصدومانی بود که در اثر تحریکات تشعشع و تابش به سرطان دچار شد.2-28) آلفرد بارکلی[14] (1949-1876) اولین بار در سال 1896به اشعه  ایکس علاقمند شد. او در نوسازی بیمارستان رویال منچستر[15] در سال 1909 با تاکید بر در نظر گرفتن محلی برای اتاق برای رادیولوژی بسیار سودمند و مفید واقع شد. 2-29) این نمونه ای از ساخت خانگی محافظ ایستاده اشعة ایکس  است که بوسیلة یک نجار برای بیمارستان رویال منچستر ساخته شد، و همچنین برای بارکلی ،که آنرا در زیر زمین  بخش اشعة ایکس اش نصب کرد.2-30) جراح بزرگ باترسبای (1919-1879)،60 زخمی را در صحرای نیل در کلبه ای گلی مورد آزمایش قرار داد. عکسی که در اینجا نشان داده شده است یکی از اولین  استفاده های اشعه های ایکس در یک بیمارستان صحرایی می باشد.2-31) آنتونی بکلر (1939-1856)، پدر رونتگنولوژی فرانسه، عقیده داشت که بایستی برای رشته نو ظهور رادیولوژی سرمایه گذاری شود.2-32) یک نمونه آزمایش فلوروسکوپی سینه، که توسط بکلر در بیمارستان تنون انجام شد.2-33) جدیت بکلر نسبت به اشعه جدید او را به  گردآوری هفتگی  اطلاعات رادیولوژی (که از ساعت 10صبح یک شنبه 6 نوامبر 1897آغاز شد) ترغیب کرد.2-34) یک متخصص برق، درالت[16]، این وسایل را برای بکلر در آخر سال 1890 ساخت. بیشتر وسایل اولیه رادیولوژی توسط بیمارستان یا دانشگاههای الکتریکی ، به نجار ها و مکانیک ها سفارش داده می شدند. [1] Miller Hospital[2] Senior Surgeon Thomas Moore[3] William Webster[4] W. S. Hedley[5] Ernest Harnack[6] J. C. Battersby[7] Antoine Beclere[8] Immunology[9] Hospital Tenon [10] Hospital Saint Antonio[11] City’s Hospital Gazette[12] Florence Stoney[13] Ernest Harnack[14] Alfred E. Barclay[15] Manchester Royal Infirmary[16] Drault
تمامی متخصصین بالینی به آسانی به ارزش اشعة ایکس  پی نبردند، و شروع رادیولوژی در کار بیمارستانی بندرت پذیرفته می شد. بعد از نمایش [ چند تصویر رادیوگرافی ] توسط فرانسیس ویلیامز، دکتر شاتوک[1] این چنین اظهار داشت: « من تصدیق می کنم که می توانم استخوانهای شکسته را ببینم‌؛ و در نهایت می توانم استخوانهای اندام خارجی را ببینم؛ اما وقتی با اشعة ایکس  به قفسة سینه و درون شکم نگاه می کنم چیز واضحی نمی بینم. فرانک ویلیامز تنها چند تصویر به شما نشان داد و به شما گفت که قلب اینجا و ریه ها اینجایند. حال من می گویم چیزی در این تصاویر نمی بینم؛ و این حقیقت دارد، من فکر نمی کنم که او نیز بتواند». حتی بعضی از رادیوگرافرهای اولیه مشکوک بودند. از جورج فاولر[2] کسی که همراه چارلس لستر لئونارد[3] رادیولوژی را در بیمارستان عمومی فیلادلفیا بنیان نهاد، درخواست شد که: « دکتر فاولر، هیات رئیسه تصمیم گرفته است که یک ماشین اشعة ایکس نصب کند و آنها می خواهند که شما آنرا اداره کنید».  فاولر در پاسخ گفت که: « ... من آینده ای برای این رشته نمی بینم. تمام استخوانهای درون و بیرون بدن این را نشان خواهند داد». خوشبختانه، فاولر آنچه را که از او خواسته شده بود پذیرفت و رئیس بخشِ تخصص پزشکی جدید شد. اولین مکانی که برای او در بیمارستان عمومی فیلادلفیا در نظر گرفته شده بود اتاقی بود به ابعاد 15×12 پا، برای تجهیزات، اتاق آزمایش، و تاریکخانه. بعضی از وسایل اولیة او شامل یک ترالی [ وسیله ای که پرسنل بیمارستان وسایل مورد نیاز درمان را در آن می گذارند ] بود که به عنوان تخت، هم جهت حمل و نقل وسایل و هم جابجایی بیمار به نزدیک لامپ و تجهیزات ثابت. برای بیمارستان تازه تأسیس جان هاپکینز شروع استفاده از اشعة ایکس  ساده نبود، نفوذ جراحانی که در سطح جهانی مشهور بودند یک سوءظن و بدگمانی عمیق را در « مردان اشعة ایکس  » جوان القاء کرده بود تا ای حد که تفسیر و تعبیرشان از عکسهای رادیوگرافی چنین بود: « فلان قسمت بدن، در فلان زمان بایستی تحت عمل قرار گیرد».  گر چه در بیمارستان هاپکینز با یک اتاق کوچک و مقدار محدودی وسایل، و در نهایت محلی برای رادیولوژی موافقت شد، ولی بایستی پنجاه سالی می گذشت تا بخش رادیولوژی به یک بخش مجهز جداگانه تبدیل شود.  2-16) بیمارستان پرسبیترین[4] در 1896. در فوریة همان سال این مؤسسه با دریافت تجهیزات اشعة ایکس  توانست به عنوان اولین بیمارستان امریکایی ای که کشف جدید را با کار درمانگاهی خود تلفیق کرده مطرح شود. خیلی از بیمارستانها درجة اهمیت تکنولوژی جدید را درک نکرده بودند، با این حال تعداد اندکی توانستند راهی آسان برای هماهنگ ساختن آن در مجموعة سازمانی و فیزیکی درمانگاه بیابند.2-17) چارلس لئونارد (1913-1861) زمانی که « پرتونگار » بخش پزشکی شد یکی از جراحان بیمارستان دانشگاه پنسیلوانیا و همچنین یکی از علاقمندان به عکاسی بود. اولین تأسیسات بیمارستانی او در یک اتاق تاریک و خفه، بدون تهویه، جدا از بخش جراحی بود. او پانزده سال پس از کشف اشعة ایکس  خود را در مقام پدر رادیولوژی امریکا دید.2-18) همچنین لئونارد کار تشخیص و درمان با اشعة ایکس  را در مطب شخصی خود انجام می داد، جایی که این تخت راحتیِ بیمارانش را تأمین می کرد.2-19) زمانیکه او در بیمارستان دانشگاه پنسیلوانیا کار می کرد، وسیلة استاندارد بیمارستانی برای حمل و نقل یک ترالی بود. با اینکه اشعة ایکس  بود که وارد بیمارستان شده بود، ولی راهی جز بردن بیمار در زیر اشعة ایکس  نبود. اولین تخت « متحرک» در سالهای 1900 با نصب روی ترالی ساخته شد.2-20) اغلب بیمارستانهای اولیه از نظر فضا و همچنین پشتیبانی مالی در مضیقه بودند. در اینجا دکتر هایستد[5] از بیمارستان جان هاپکینز[6] را می بینید که برای مشاهدة عکس رادیوگرافی بیمار خود از نور چراغ و پنجره بطور همزمان استفاده می کند. (نویسنده از این شیوه در سالهای 1970 در بیمارستان قدیمی سان فرانسیسکو ، جایی که حتی یک « چراغ گرم » در دسترس نبود، استفاده می کرد).2-21) فردریک بیتجر[7] (1933- 1874) معمولاً به عنوان « عکاس رادیوگرافی » در خدمت دکتر هایستد بود. بیتجر ( که در تصویر با علامت صلیب نشان داده شده ) یکی از فارغ التحصیلان سال 1901 از دانشکدة پزشکی هاپکینز بود. شهرت او به عنوان یک معلم فوق العاده شاید بخاطر قابل استناد بودن آموزشهای او به همراه دوستش دکتر ویلیام اسلر[8]، که در جلو سمت چپ نشسته است، باشد.2-22) بیتجر که دانشجوی جراحی بود برای « مراقبت از اتاق اشعة ایکس  » تعیین شده بود. او بعد از بازگشت از آلمان، وقت زیادی صرف کار در آزمایشگاه اشعة ایکس  کرد و به همین دلیل در سال 1902 بعنوان « عکاس تجربی » در بیمارستان جان هاپکینز معروف شد. [1]Dr. F.C. Shattuck[2] George Phahler[3] Charles Lester Leonard [4] Presbyterian Hospital of NYC[5] Dr. Haisted [6] Johns Hopkins Hospital[7] Frederick Baatjar [8] Dr. William Osler
دکتر ویلیامز که اهل بوستون بود اوقات معمول کاری اش را صرف ارجاع بیماران به مراکز اشعة ایکس  می کرد. او بخاطر مطالعات اولیه اش بیماران را از بیمارستان شهر بوستون به آزمایشگاه فیزیک راگرز[1] در انجمن تکنولوژی ماساچوست[2]، جایی که آزمایشات اشعة ایکس  اش را انجام میداد، می برد. در ماه می سال 1896، هیأت امنای بیمارستان شهر بوستون یک اتاق کوچک در زیرزمین ساختمان کتابخانه در اختیار ویلیامز قرار داد. او در طول نوزده سال به درمان یا آزمایش روی بیش از 150.000 بیمار پرداخت. او به همراه همکارش دکتر ویلیام رولینز[3]، با کار مداوم راه خود را به سوی پیشرفت در تکنولوژی رادیولوژی و بحث ایمنی آن باز کردند. برای مثال، می توان به « جعبة رولینز » اشاره کرد، که در طراحی آن لامپ کاتدی را در موادی که نسبت به نفوذ اشعة ایکس  عایق بودند قرار داده و تنها یک روزنة کوچک باز گذاشته بودند. بدین ترتیب ویلیامز و همکارانش از خیلی از تأثیرات زیان باری که اشعة‌ جدید داشت جلوگیری کردند. در طول دو سال این کار تنها توسط دکتر ویلیامز انجام می شد، آنهم در اتاقی به ابعاد 14×11 فوت، که به قسمتهای اتاق رختکن، اتاق معاینه، اتاق تجهیزات و تاریکخانه تقسیم شده بود.  سال 1905 بود که بطور رسمی یک بخش اشعة ایکس  با پنج پرسنل شامل: پزشک بخش اشعة ایکس ، پزشکیار، دستیار پزشک، عکاس اشعة ایکس ، و دستیار عکاس؛ افتتاح شد. پزشکیار بخش معمولاً از کارمندان پایین رتبه یا دانش آموزان کلاسهای مدرسة‌ پزشکی « به خدمت گرفته می شد ». سرانجام وظیفة عکاس تا حد تکنیسین رادیولوژی ارتقاء یافت. با تأسیس رسمی بخش اشعة ایکس ، ویلیامز اطمینان یافت که با ثبت و ضبط اطلاعات مهم مربوط به کار تشخیص و درمان می تواند آنها را به خدمت گیرد، تا به پایگاهی برای بالا بردن تعداد تحقیقات حول اشعة ایکس  تبدیل شود. تلاشهای بی وقفة ویلیامز و مهارت بالای او در پزشکی او را به داشتن عنوان « اولین رادیولوژیست امریکا » نائل ساخت. کتاب او در سال 1901 با عنوان اشعه های رونتگن در پزشکی و جراحی[4] بطور گسترده مورد توجه و مطالعه قرار گرفت. مراجعین خارجی و داخلی بطور پی در پی برای دیدن تکنیکهای ویلیامز به بیمارستان شهر بوستون می آمدند و پس از آن آنها را در مؤسسات خود بکار میگرفتند.  2-10) فرانسیس ویلیامز (1936-1852) کسی بود که در بالا بردن سطح رادیولوژی بیمارستانی تأثیر زیادی گذاشت. تجربه های عکس برداری او با فلورسکوپ در سال 1901 در یکی از کتابهای درسی که بطور گسترده ای مورد توجه قرار گرفت منتشر شد، اشعه های رونتگن در پزشکی و جراحی.2-11) ویلیامز (سمت چپ) همراه با شوهر خواهرش ویلیام رولینز ( سمت راست )، (1929-1852)، به طراحی، ارتقاء، و ایمن سازی بسیاری از تجهیزات مورد استفاده در رادیولوژی پرداختند. پافشاری های نهایی آنها به خود و کار مشترکشان کمک کرد  تا روش نوین پرتو دهی را نجات دهند.2-12) این ترسیم شش های بیماری را که مبتلا به آماس ریه و نشت در شش ها بود نشان میدهد، این ترسیم توسط ویلیامز طی عکسبرداری فلوروسکوپیک کشیده شده است. چنین ترسیماتی را همراه  با نشانه گذاری های پزشکان طی فلوروسکوپی بیماران را می شد در پرونده های بایگانی پزشکی برای همیشه نگهداری کرد. 2-13 و 14) ویلیامز از تشعشع جدید در جهت بهبود بیماری ها استفاده کرد و به خوبی کار تشخیص از آنها بهره جست. در اینجا دو عکس را مشاهده می کنید که یکی مربوط به قبل از درمان با اشعة ایکس  و دیگری مربوط به بعد از آن است. بیمار مبتلا به نوعی بیماری که خالهای پوستی زیادی را در بدنش ایجاد کرده بوده است.2-15) اگر چه ویلیامز یکی از اولین کسانی بود که اشعة ایکس   را برای درمان بیماری بکار گرفت، ولی بزودی پزشکان به تلاش برای بهبود هر گونه مرض از سرطان خون گرفته تا بیماری سرع پرداختند. شاید بتوان دلیل استفاده از اشعة ایکس  را در درمان به عنوان اولین گزینه، موفقیت برق درمانی در درمان ناهنجاریهای پوستی ذکر کرد. در تصویر یک نوع آرایشگاه در بیمارستان لندن (1905) را مشاهده می کنید که در آن تجهیزات اشعة ایکس  برای معالجه کچلی از راه پرتو دهی چیده شده اند. [1] Rogers Laboratory of Physics [2] Massachusetts Institute of Technology [3] Dr. William Rollins[4] The Roentgen Rays in Medicine and Surgery
بعد از کشف به سرعت کارگاههای فیزیک جای خود را به « آزمایشگاههای اشعه X  » که مجهز تر و در دسترس تر بودند دادند، تا محلی برای « رونتگنوگرافیِ » پزشکی باشند. اشخاص پر دل و جرأتی نظیر دکتر اتو اشمیت[1] و دکتر هارنیش[2] از شیکاگو و هبر روبرتس از مؤسسة کشیش لوئیس امکانات اشعة X  را در ساختمانهای اداری و یا خانه های شخصی بطور وقفی ساختند. پزشکان محلی و حومة شهر بیماران خود را به این مؤسسات می فرستادند تا به سرعت بیماری آنها توسط افراد مجرب مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. ولفرم فاکس[3] در سال 1896 به آزمایشگاه اِشمیت- هارنیش ملحق شد، و با انجام بیش از 1400 آزمایش تا پایان آن سال، تکنیکهای مفیدی را که بخش اعظمی از جامعة اشعة X  را تحت تأثیر قرار داد توسعه بخشید. برای جذب مراجعان به این محلها ( استودیوها‌)،‌آگهی هایی در نشریات پزشکی درج شدند. در ژوئن 1896،‌ صفحه ای در مجله مهندس برق اعلام کرد که یک استودیوی اشعة X  در خیابان 26 ام شرقی نیویورک افتتاح شده است: « ساعات مشاوره از 1 تا2 و از 5 تا 6. یک دستیار خانم نیز به عنوان مراقب هست.» جاذبة رادیوگرافی در زمینه های گستردة علمی و تخصصهای پزشکی به خاطر نو ظهوری و تازگی اش بود، تشخیص اولیه موفقیت آمیزش و جذابیت عمومی آن موجب تشدید جستجو برای پیدا کردن جنبه های پزشکی مناسب در تشخیص و درمان با اشعة X  شد. بدون شک یک راه حل مناسب و متمایز باعث تأسیس آزمایشگاههای اشعة X  در بیمارستانها شد. ادغام رادیولوژی با کار روزانة بیمارستانی از دو چیز سرچشمه می گیرد. اول اینکه بخاطر علاقه و فداکاری پزشکان بیمارستان بود. و دوم مربوط به راهنمایی های عکاسهای بیمارستان و یا بوسیلة‌ همکاری با بخش برق درمانی سابق.  2-3) در ابتدای ورود رادیولوژی به بیمارستان، طیفی از افراد حرفه ای ( از پزشکان تا عکاسها ) تجهیزاتی را در منازلشان و یا در دفاتر شخصی خود قرار دادند. به کفهای چوبی، دیوارها، کاغذ دیواری، و اثاثیة این تأسیسات اشعة X خانگیِ اولیه توجه کنید.2-4) استفادة معمول لوازم در سال 1896، ویلیام مورتون[4] (1920– 1845) از نیویورک در حال تست خرجیِ لامپ اشعة X  اش است، که از یک فلورسکوپ دستی برای گرفتن عکس دستش استفاده می کند. او نیز یکی از اولین کتب در زمینة نور جدید را با عنوان سادة « اشعة X  » تألیف کرد (1896)، او همچنین بخاطر اینکه یکی از اولین اشخاصی بود که موفق به تهیة عکس رادیوگرافی از دندان- در ایالت متحده- شده بود مشهور گشت.2-5) هبر روبرتس (1922-1852) یکی دیگر از اولین کسانی بود که در دفتر شخصی خود مشغول به کار شد و سرانجام خود و معلوماتش را وقف ارتقاء تأسیسات بیمارستانی کرد. نشریه اش با نام ژورنال اشعة X  امریکا یکی از اولین نشریات رادیولوژی در ایالات متحده بود، و همچنین او اولین رئیس انجمن رونتگن ایالات متحده، پیشتر از انجمن اشعة رونتگن امریکایی، بود.2-6) ولفرم فوشس (1907-1865) یک مهندس دوره دیدة برق بود، اما بعد از اعلان کشف رونتگن در پی دیداری کوتاه از آلمان یک « عکاس رادیوگرافی » شد. او بخاطر اینکه در زمرة‌ اولین کسانی که از سنگ صفرا، سنگ کلیه، و مفصل لگن عکس گرفته بودند بود مشهور شد.2-7) آزمایشگاه فوشس، 1896، یکی از محلهای  مراجعة پزشکان شیکاگو شده بود. این عکس تعدادی از تجهیزاتی که او در اختیار داشت را نشان می دهد، که شامل یک پیچة القاء بزرگ و تعدادی لامپ مختلف است. عکسهای رادیوگرافی بسیار بزرگی روی دیوار بسیاری از «آزمایشگاههای اشعه ایکس » آویزان می شد. در همان روزهای اول، هر گونه پرتو دهی اشعه X  یک کار ماجراجویانه و هر عکسی یک کار هنری محسوب می شد.2-8) عکس رادیوگرافی که توسط فوشس از اتساع شاهرگ در 1899 که تکنیک هنری او را نشان می دهد. او بخاطر تکنیک فوق العاده اش مشهور بود، و عکسهای رادیوگرافی او به راحتی قابل تشخیص بودند آنهم بخاطر وضوح و سایة قرمز قهوه ای رنگی که داشتند.2-9) تبلیغ آزمایشگاه اشعة X  کشیش لوئیس، که در آن توانایی آقای پاربری[5] در تهیة عکسهای مفصل لگن، کلیه ، و سنگ صفرا، آنهم بخوبی دیگر استودیوها ذکر شده است، « کاری که قبلاً مشکل یا غیر ممکن بود.‌ » آگهی های مربوط به این و دیگر آزمایشگاهها که در مجلات پزشکی راه یافته بودند، بازار و توجه پزشکانی را که در بیمارستان با اشعة X  سر و کار داشتند جلب می کرد. [1] Otto L. Schmidt[2] F. C. Harnisch[3] Wolfram C. Fucks[4] William Morton[5] Mr. Parberry