تماس با من

فیزتک

فیزیک و تکنولوژی

ابراهیم پهلوان ۲۰ فروردين ۸۴ ، ۰۱:۳۴ ۰ نظر بازديد: ۴۳
در فوریۀ 1896، یک پروفسور فیزیک در دانشگاه وندربیلت، رئیس دانشکدۀ پزشکی را متقاعد ساخت تا طی یک آزمایش از جمجمه اش عکس بگیرد. سه هفته بعد موهای سر رئیس ریخت، با این حال آنها در ثبت دقیق این واقعه سهل انگاری کرده و برای آن دلیلی روشن ذکر نکردند. در اواخر 1896، گزارشاتی مانند آن و حتی گاهی مزحک نیز دیده می شد. در میان مشکلات گزارش شده التهاب، بی حسی، ریزش مو، عفونت، پوسته شدن و درد شدید را به اشعۀ ایکس ربط داده بودند. دلایل ممکن بسیاری مورد تحقیق قرار گرفت: گاز اُزن تولید شده توسط ژنراتور ساکن، گرما و رطوبت خیلی زیاد، بیش از حد در معرض پرتو قرار گرفتن، و « حساسیت به اشعۀ ایکس ». در نگاهی به گذشته اینکه یک طور بی میلی نسبت به مقصر دانستن « اشعه های جدید » در بروز علائم غیر عادی بیماری وجود داشته گیج کننده بنظر می آید. اما هیچگونه سابقۀ تاریخی که بر پایۀ ترس معقول از اشعه ها باشد، و نیز دلیلی برای قبول اینکه تأثیرات آنها می توانسته کمتر یا بیشتر از ضرر برق باشد وجود ندارد. وقتی علیه این عقیدۀ گسترده که اشعۀ ایکس بی ضرر است مخالفتهایی دیده شد، سؤالات اولیه دربارۀ ایمنی و کوششهایی در حفاظت تقویت شدند. اواخر سال 1896 الیهو تامسون[1] یک آماس پوستی روی انگشت دستش دید، و نتیجه گرفت که اشعه های باعث این مرض شده اند. ویلیام رولینز[2]، در سری کتابهایش به نام « نکاتی بر نورِ ایکس » که قابل توجه هستند احتیاط زیاد و استفاده از پوششهای سربی را حین پرتو دهی مورد دفاع قرار داد. اما اکثر افراد مشغول در این رشته این سخنان را نادیده گرفتند، و بزودی دارو و مرهمهایی از روی ( Zinc ) برای رفع سرخی بینی و دستانِ « متصدیانِ اشعۀ ایکس  » بفروش رسید. برای بسیاری از مردان و زنان دیگر خیلی دیر شده بود. این بی توجهی ادامه داشت تا مرگِ کلارنس دالی[3] ( 1904 – 1865 )- دستیار ادیسون در ساخت تجهیزات اشعة ایکس  ، و ثبت کنندة مبارزۀ او با سوختن، قطع عضوهای پیاپی، و جراحتهای وسیع- که مشاهده گران پزشکی به این نتیجۀ جدی و قطعی رسیدند که اشعه ها می توانند کشنده و مهلک باشند. حتی پس از این واقعه؛ باور اینکه اشعه ها بطور مستقیم اثر سرطان زایی دارند مشکل بود. در این سالها، آگهی ترحیم پیشگامان رادیولوژی با یک نظم غم انگیزی در مجلات ظاهر می شد، محققان برای حل این تناقض و دوگانگی که این کشف جدید به همان اندازه که می تواند شفابخش باشد مرگ آفرین است تلاش کردند. 1-47) رادیولوژیستهای اولیه به هیچیک از در معرض اشعه قرار گرفتنهای فکر نمی کردند- اندازه گیری شدت لامپها، انجام نمایشها، محل و بیماران متعددی که در طول درمان با آنها بودند، حتی محاسبۀ میزان « دوز التهاب » در دستانشان را. فلورسکوپ دستی یکی از منابع عمومی در پرتو دهی بود که در سالهای 1890 متداول بود.1-48) بعضی از تجهیزات اولیه بنظر می آمدند که برای پرتو دهی های خیلی زیاد طراحی شده اند. در این تصویر یک « تخت رونتگنولوژیست » که به طور خاصی بصورت یک میز اریب طراحی شده بود را می بینید که کار فلوروسکوپی را راحت کرده و از طرفی هیچگونه اقدام حفاظتی در آن صورت نگرفته است.1-49) اگر چه اشخاص بسیاری متوجه ارتباط مشکلات با « سوختگیهای اشعۀ ایکس  » شده بودند، امّا این تا زمان مرگ کلارنس دالی (1904– 1865)، دستیار تمام وقت ادیسون در ساخت اشعۀ ایکس  و آزمایش ها، که بالاخره مشاهده گران در این که اشعه های سحر آمیز به همان اندازه که شفا بخشند می توانند مرگ آسا باشند متفق القول شدند.1-50) در آن موقع برای خیلی از پیشگامان اشعۀ رونتگن دیگر خیلی دیر شده بود، مهران قصابیان (1910 – 1870) با دقت زیاد یادداشتها و عکسهایی از دستانش در طی پیشرفت غانقاریا و قطع عضو های متعدد تهیه کرد، به این امید که این داده ها بعد از مرگش مفید فایده واقع خواهند شد.1-51) کوششهای اولیه برای محافظت در برابر پرتو ها مستلزم پوششهایی سربی، دامنهای سنگین، کلاه های فلزی، و دیگر متعلقات بودند که خیلی گرم بودند و گاهی اوقات کارِ مضرِّ رادیولوژی را حتی مشکلتر می کردند. [1] Elihu Thomson[2] William Rollins[3] Clarence Dally

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

ما را از نظرات خود مطلع نماييدتماس با ما