فیزتک

فیزیک و تکنولوژی

فیزتک

فیزیک و تکنولوژی

آموزگار هستم. از آنجا که پروژه کارشناسی بنده حول ترجمه مقالاتی درباره ظهور اشعه ایکس و کاربردهای آن بود، این صفحه را ابتدا تحت عنوان اشعه ایکس در فروردین 1384 راه اندازی کردم. بعدها بخاطر نشر مطالب متفاوت و گوناگون به فیزتِـــک تغییر نام دادم. فیزتک از سرکلمه های فیزیک و تکنولوژی ساخته شده است.
/ پشتیبان دانش آموزان مدارس بین الملل
International School's Students Support

طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه

شرایطی را در نظر بگیرید که مودی قبلا ساختی داشته است و عوارض مربوط به آن ساخت را پرداخت کرده است. عوارض ساخت جدید برای آن به صورت پلکانی محاسبه شود

مساحت ناخالص/کل: S_total

مساحت موجود/ساخت قبل: S_exist

پلکان محاسبه

0تا200 متر مربع

200 تا 250 

250 تا 300

300 تا 400

400 تا 500

500 تا 600

و 600 به بالا

اگر ساخت قبلی کمتر از 200 مثلا 160 متر مربع باشد. و ساخت کل مثلا 670 متر

پله های عوارض به این صورت محاسبه خواهد شد

200 - 160 = 40

250 - 200 = 50

300 - 250 = 50

400 - 300 = 100

500 - 400 = 100

600 - 500 = 100

670 - 600 = 70

اگر ساخت قبلی کمتر از 400 مثلا 360 متر مربع باشد. و ساخت کل مثلا 570 متر

پله های عوارض به این صورت محاسبه خواهد شد

200 - 200 = 0

250 - 250 = 0

300 - 300 = 0

400 - 360 = 40

500 - 400 = 100

570 - 500 = 70

600 - 600 = 0

می خواهیم تابع SQL بنویسیم که این شرایط را شامل شود

  • ابراهیم پهلوان

 Frankenstein; or, The Modern Prometheus 

🔥 چرا «پرومتهٔ مدرن»؟

این عنوان رو مری شلی بی‌هدف نذاشت؛ عمداً یک موازی‌سازی سنگین بین فرانکنشتاین و پرومته ساخته:

1. پرومته (در اسطوره یونان) چی‌کار کرد؟

آتش را از خدایان دزدید

آن را به انسان‌ها بخشید (نماد دانش، تکنولوژی، آگاهی)

به‌خاطر همین سرپیچی تا ابد شکنجه شد


پرومته=‌ مردی که به‌خاطر جاه‌طلبیِ بیش از حد، هم به انسان کمک کرد، هم خودش را نابود.

2. فرانکنشتاین چه شباهتی به او دارد؟

ویکتور فرانکنشتاین:

راز آفرینش زندگی را دزدید، مثل آتشِ خدایان

آن را بدون مسئولیت‌پذیری، بدون بلوغ اخلاقی، و صرفاً از سر غرور علمی اجرا کرد

نتیجه؟ موجودی که خودش هم از دیدنش وحشت کرد


و مثل پرومته:

از دانشی که به دست آورد وحشت کرد

از نظر روانی و اخلاقی فروپاشید

تاوان جاه‌طلبی‌اش را فصل‌به‌فصل می‌دهد


این دقیقاً علت انتخاب عنوانه:
فرانکنشتاین هم خالقِ ناآگاهه، هم بندهٔ مجازاتش.


---

🔥 نکته مهم‌تر: «هیولا» هیولا نیست

این را از همین فصل ۷ به‌بعد بهتر می‌بینی:

ویکتور خودخواه، فرارکننده و بی‌مسئولیت است.

موجود اما هویتی می‌سازد، احساس دارد، دنبال پذیرش است و خشونتش نتیجهٔ طرد شدن و تنهایی است.


بنابراین سؤال اصلی کتاب که باید موقع خواندن همراهت باشد این است:

❗ «واقعاً چه کسی هیولاست؟ آفریننده یا آفریده؟»

این همان نقدی است که مری شلی به:

علم بدون اخلاق

جاه‌طلبی مردانه

غرور روشنگری

و مسئولیت‌گریزی انسان مدرن
وارد می‌کند.



---

🔥 سه محور اصلی که باید در بقیه فصل‌ها دنبال کنی

1. گناه و مسئولیت

ویکتور خلق می‌کند، اما فرار می‌کند.
این فرار، نه آفرینش، فاجعه را می‌سازد.

2. تنهایی

هم ویکتور و هم موجود، هر دو قربانی‌اند.
یکی قربانی وسواس علمی، دیگری قربانی بی‌محبتی جهان.

3. هویت

موجود هیچ نامی ندارد.
این بی‌نامی نماد نامعلوم بودن مرز انسانیت است.

  • ابراهیم پهلوان

فریب آزادی در جهانِ شبیه‌سازی‌شده

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که هر روز زیباتر، منظم‌تر و هوشمندتر می‌شود.
اما یک پرسش آرام و خطرناک زیر پوست این پیشرفت‌ها می‌خزد:
آیا واقعاً آزادیم، یا فقط برنامه‌ریزی شده‌ایم که خیال کنیم آزادیم؟

فیلم Don’t Worry Darling (اولیویا وایلد، ۲۰۲۲) و سریال Westworld (جاناتان نولان، ۲۰۱۶) دو آینه‌اند که از زاویه‌های متفاوت، همین کابوس مدرن را نشان می‌دهند.


---

🧩 بهشت‌های مصنوعی

در هر دو اثر، شخصیت‌ها در جهانی ایده‌آل زندگی می‌کنند:
خانه‌های زیبا، نظم کامل، لبخندهای همیشگی.
اما چیزی در زیر این نظم می‌لرزد —
حسی غریزی که می‌گوید این خوشبختی «ساختگی» است.

در Westworld، میزبان‌ها (ربات‌ها) برای لذت انسان‌ها ساخته شده‌اند.
در Don’t Worry Darling، زنان در رؤیایی دیجیتال زندانی‌اند که مردان برای آسایش خودشان طراحی کرده‌اند.
در هر دو، «واقعیت» تبدیل به یک نقشه‌ی دقیق از رؤیای دیگری شده است.


---

💊 بیداری دردناک

در هر دو جهان، بیداری از توهم، با رنج آغاز می‌شود.
دولورس در Westworld و آلیس در DWD هر دو با شک شروع می‌کنند:
چرا چیزی در این نظم بی‌نقص، درست حس نمی‌شود؟

بیداری، در اینجا استعاره‌ای است از آگاهی انسان مدرن؛
وقتی می‌فهمیم که بسیاری از انتخاب‌ها، رؤیاها و حتی احساسات‌مان
شاید نتیجه‌ی برنامه‌ریزی فرهنگی، رسانه‌ای یا فناوری باشند، نه خواستِ آزاد ما.


---

🧠 میل به کنترل

خالقان هر دو جهان مردانی هستند که می‌خواهند نظم کامل بسازند.
اما آنچه می‌سازند، بهشت نیست — زندان ذهنی است.
در Westworld، کنترل از طریق کُد و الگوریتم اعمال می‌شود.
در DWD، از طریق احساس، عشق و رؤیای خانه‌ی کامل.

فلسفه‌ی پنهان هر دو داستان این است که:

> وقتی کسی بخواهد تو را «برای همیشه خوشحال» نگه دارد،
در واقع تصمیم گرفته آزادی‌ات را از تو بگیرد.




---

🔮 آزادی، گران‌ترین حقیقت

هر دو اثر با فرار تمام می‌شوند.
فرار از سیستم، از رؤیا، از دروغِ نظم.
اما فرار، نه برای رسیدن به آرامش، بلکه برای رسیدن به حقیقت.
زیرا در جهان شبیه‌سازی‌شده، آرامش و حقیقت دو دشمن‌اند.


---

✍️ نتیجه

Westworld و Don’t Worry Darling هر دو هشدار می‌دهند:
ما انسان‌های امروز، در حال ساختن «Victory»ها و «Westworld»های کوچک خود هستیم —
دنیایی که در آن همه‌چیز دقیق، هوشمند و راحت است،
اما شاید چیزی که از دست می‌دهیم، همان چیزی باشد که ما را انسان می‌کند: توانِ انتخاب.

  • ابراهیم پهلوان

  • ابراهیم پهلوان