فیزتک
درباره وبلاگ



مدیر سایت: پهلوان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

در هشتم نوامبر 1895 ویلهِلم کُنراد رونتگن[1] پروفسور آلمانی تبار ( 1923 - 1845 ) در حال کار در تاریکخانة آزمایشگاه وُزِنبرگ بود. آزمایشهای او حول پدیده های نوری و انواع آنها- که بوسیلة تخلیة الکتریکی در ولتاژهای بالا و درون لامپهای خلا بوجود می آمدند- بود. اینگونه لامپها را، به طور کلی با نام « لامپهای کروکس[2] » می شناسند- بعد از مرگ محقق انگلیسی ویلیام کروکس ( 1919 – 1832 )- که به طور گسترده ای در دسترس بود. رونتگن مجذوب اشعه های کاتدی و تعیین برد آنها در خارج از لامپ شده بود.

 

آنچه باعث تعجب رونتگن شده بود این بود که وقتی لامپ شارژ می شد صفحه ای که به عنوان پردۀ مشاهده  در طرف دیگر اتاق قرار داده بود شروع به درخشش می کرد. این ثابت می کرد که صفحة پوشانده شده از پلاتینوسیانید باریم( همان پرده )که خیلی دور از اشعۀ کاتدی قرار داشت با آن وارد واکنش می شد. ما اطلاعات کمی در مورد توالی کارهایش در روزهای بعد داریم، مگر اینکه او اجسام مختلفی را بین لامپ و پرده قرار می داد و اشعۀ جدید را آزمایش می کرد، او مشاهده کرد که استخوانهای دستش به طور واضحی از میان گوشت نمایان می شوند. رونتگن برای هفت هفته با دقت زیادی به برنامه ریزی و اجرای آزمایشهایی برای تعیین ماهیت اشعه ها دست زد. او در اختفا و انزوا کار می کرد، بطوریكه به یکی از دوستانش گفته بود: « من یک چیز جذاب و جالب کشف کرده ام، اما نمی دانم به چه دلیل مشاهداتم صحیح است ». در حقیقت، آزمایشهای رونتگن آنقدر زیاد بود که او را در رسیدن به این باور که مشاهداتش حقیقت دارند متقاعد ساختند. و همین باعث بالا رفتن اطلاعات علمی مورد تأیید ما دربارۀ پدیده های موجود بود.

 

در 28 دسامبر 1895 رونتگن گزارشی مقدماتی با عنوان "Uber eine neue Art von Strahlen" همراه با چند عکس رادیوگرافی آزمایشی و عکس دست همسرش به رئیس انجمنِ فیزیك-پزشكی وورزبرگ[3] ارائه داد، او در اولین روزهای سال جدید چند گزارش چاپی به دوستانش در سراسر اروپا فرستاد. ژانویة آن سال شاهد فراگیر شدن تمام دنیا با « اشعۀ ایكس خیره کننده » شد، و رونتگن این کشف را معجزه ای در پزشکی خواند. رونتگن، که اولین جایزۀ نوبل سال 1901 را آن خود ساخته بود، نپذیرفت که در مورد اشعۀ ایكس  چیزی را به طور عمومی یا خصوصی فاش کند، او حتی از اینکه شرح مختصری در مورد کشفش و کاربردهای آن بدهد اجتناب کرد.

 

1-3) ویلهلم کُنراد رونتگن ( 1923 – 1845 ) در 1896. به طعنه می توان گفت که رونتگن ( هنگام پی بردن به ماهیت کشفش ) هیچگونه علاقه ای برای عکس گرفتن نداشت. تعداد نسبتاً کمی عکس از او بعد از کشفش وجود دارد، که خیلی از آنها مانند این یکی  دارای ژستی رسمی و جدی اند.

1-4) عکس محل کشف، انجمن فیزیک دانشگاه ووزبرگ، که در سال 1896 گرفته شده است. رونتگن در طبقۀ دوم زندگی می کرد، و آزمایشگاه و کلاسهای درس در زیرزمین و طبقۀ اول بودند.

1-5) اتاق آزمایشگاه انجمن فیزیک که رونتگن برای اولین بار در آن متوجه اشعۀ  ایكس شد و به تحقیق پیرامون آن مشغول گشت.

1-6) بزودی لامپهای بدین شكل بوسیلۀ رونتگن و دیگران برای تحقیق دربارۀ نورها مورد استفاده قرار گرفت.

1-7) یکی از عکسهای رادیوگرافی که رونتگن در نوامبر 1895 برای تعیین قدرت نفوذ اشعۀ ها در اجسام گوناگون گرفت.

1-8) عکس رادیوگرافی مشهوری که توسط رونتگن در 22 دسامبر 1895 گرفته شد، و برای فرانز اکسنر[4] – فیزیکدانی در وینا[5] – فرستاده شد. بر طبق روایات این عکس به عنوان « اولین عکس اشعۀ ایكس » و « عکس دستِ خانم رونتگن » مشهور است.

1-9) عکس رونتگن از دست آلبرت وُن کولیکر[6]، که در پایان سخنرانی و نمایش رونتگن در انجمن فیزیك  پزشكی وُزنبرگ به تاریخ 23 ژانویة 1896 گرفته شد.

1-10) عکس رادیوگرافی از چند سکه که توسط. گوداسپید[7] ( 1943 – 1860 ) و ویلیام جنینگز[8] ( 1945- 1860 ) در سال 1896 گرفته شده است. احتمالاً یکی از آن دو به طور تصادف در 22 فوریة 1890 در فیلادلفیا گرفته است. هیچکدام از آنها ( نه گود اسپید و نه جنینگز ) ادعای اینکه زودتر این را کشف کرده اند نداشتند، تا اینکه پس از اعلام رونتگن آنها نیز عکسها را به نمایش گذاشتند.

 


[1]  Wilhelm Conrad Roentgen

[2] Crooks tubes

[3] Wurzburg Physical-Medical Society

[4] Franz Exner

[5] Vienna

[6] Albert von Kolliker

[7] A. W. Goodspeed

[8] William Jennings


 




       نظرات
شنبه 20 فروردین 1384
پهلوان

« نور جدید از میان گوشت به استخوانها می نگرد ! » این عبارت در اواسط ژانویه 1896 به یك باره تیتر روزنامه های امریكا شد همچنین عبارت « اجسام جامد آشكار شدند!! » همراه با عكس های رادیو گرافی رونتگن و دیاگرام و جزئیات چگونگی تولید اشعه؛ در طول یك هفته، نمایشهایی در كالجها، دبیرستانها و همچنین در مكانهای عمومی بر پا شد.اینكه « به زودی هر خانه ای یك دستگاه اشعة كاتدی داشته باشد » هر مخترعی را به هیجان می آورد.

 

توماس ادیسون[1] ( 1931 – 1874 )، یكی از آنهایی که مشتاق تكمیل كشف رونتگن بودند بود. تلاش او برای تهیة عكس رادیوگرافی از محتویات اطلاعاتی مغز، او را هفته ها در آزمایشگاهش مشغول كرد. كار او تنها باعث پیشرفت در دستگاه فلورسكوپ دستی شد، اما او در ساخت « لامپ اشعة ایكس » برای مصارف خانگی مأیوس شد.

 

ادیسون تنها كسی نبود كه از راه تجربه دست به چنین تلاشهایی زد. بعد از این به طور وسیعی ابزار آلات و لوازم مورد نیاز در دسترس قرار گرفت، و به زودی با اندك مبلغی هر كس می توانست یك عكس اشعة ایكس داشته باشند. محلها یا استودیو هایی جهت گرفتن ” عكس استخوان “ دایر شد، اشعاری در باب اشعة ایكس در مجلات عمومی به چشم می خورد، و همچنین در كارتونها، داستانهای كوتاه و حتی تبلیغات نیز اشعة ایكس راه پیدا كرد. كاراگاهان نیز طرفدار استفاده از دستگاه رونتگن برای پی بردن به افکار یک شخص ( مثلاً در تشخیص زوجهای بی وفا )،‌ و یا یافتن وسایلی كه احتمالاً در زیر لباس دیگران مخفی شده است ( با عینك اشعة  ایكس )‌ شدند.

 

خیلی از این موارد پوچ و بیهوده به نظر می رسد، ولی اینگونه موارد خبر از سطح بینش و آگاهی عمومی آن زمان در مورد اشعة ایكس و كاربرد پزشكی اش را نشان می دهد. در همان ماه كه نخستین خبرها در روزنامه های امریكا منتشر شد، پزشكان برای گرفتن عكس رادیوگرافی از استخوانهای شكستة بیماران و حتی اندام سطحی، خواستار آن شدند. می توان گفت كه قبل و بعد از آن زمان هیچ تكنولوژیی به این سرعت مورد پذیرش قرار نگرفت.

 

1-11) پایی درون کفش پاشنه دار؛ این عکس توسط فرانسیس ویلیام[2] در بوستون در ماه مارس 1896 گرفته شده است. مثل این چنین عکسی در مطبوعات و جراید عمومی آن زمان به وفور چاپ شده بود.

1-12) یک عکس آزمایشی از چند تکه جسم فلزی (دو سکه و یک کلید ) درون یک ظرف، 1896. خیلی از آزمایشها بودند که قدرت نفوذ اشعه ها را نمایان می ساختند. این که چنین عکسهایی در موارد گسترده ای تهیه شده اند می تواند این فکر را القا كند كه تکنولوژی جدید می توانسته در کارهای ناپسند مختلفی به کار رود.

1-13) توماس ادیسون (1931-1874)، که آزمایشها را به طور موجز و مفید از طریق جراید به اطلاع عموم می رساند، این عکس در زیر « نور ایكس » در 1896 گرفته شده است.

1-14) تصویری کارتونی که نشاندهندۀ دقت ادیسون است- تلاش وافر او برای اینکه اولین شخصی باشد که موفق به « دیدنِ ( یا به تصویر کشیدنِ ) » آنچه در مغز یک فرد میگذرد.

1-15) استودیوی اشعۀ ایكس؛ شبیه به این یکی که در نیویورک است، استودیوهایی در شهرهای کوچک و بزرگ برای تهیۀ « عکسِ استخوان » افتتاح شدند، که در اغلب موارد هیچگونه عارضۀ فیزیکی دیده نمی شد.

1-16) اسباب و لوازم مورد نیاز به زودی در دسترس قرار گرفتند. هر کسی می توانست با یک حباب شیشه ای خلاءِ دارای آند و کاتد، و یک مولد جریان برق، همچنین مواد عکاسی با « پرتونگاری» کسب و کاری داشته باشد.

1-17) نمایشهای همگانی نظیر این یکی که توسط ادیسون در ماه می سال 1896 برپا می شدند برای عده ای این امکان را فراهم می ساخت که بتوانند استخوانهایشان را ببینند.

1-18) اشعار کنایه آمیز بیشماری برای فاش کردن راز اشعۀ ایكس سروده شدند که باعث ایجاد یک جو فشار آلود عمومی می شدند، همین طور شد که رونتگن در آوریل 1896 از راز پدیدۀ الکتریکی پرده برداشت.

1-19) تصاویر کارتونیی نظیر این یکی که در سال 1896 به طور طنز گونه ای یک عکاس سیار را نشان می دهد.

1-20) بعضی تیترهای عکسهای رادیوگرافی موجب تهییج افکار عمومی می شد. در هر مطلبی دربارۀ اشعۀ ایكس ( مثلاً یک رومان )، به راحتی می شد که یک عکس را تحریف کرد، به عنوان مثال : « اولین  عکس رادیوگرافی از مغز انسان » که در واقع  تصویری از رودهای گربه است که توسط فالک[3] در1896 مونتاژ شده است.

 


[1] Thomas Edison

[2] Francis Williams

[3] H. A. Falk





       نظرات
شنبه 20 فروردین 1384
پهلوان

در فوریۀ 1896، یک پروفسور فیزیک در دانشگاه وندربیلت، رئیس دانشکدۀ پزشکی را متقاعد ساخت تا طی یک آزمایش از جمجمه اش عکس بگیرد. سه هفته بعد موهای سر رئیس ریخت، با این حال آنها در ثبت دقیق این واقعه سهل انگاری کرده و برای آن دلیلی روشن ذکر نکردند. در اواخر 1896، گزارشاتی مانند آن و حتی گاهی مزحک نیز دیده می شد. در میان مشکلات گزارش شده التهاب، بی حسی، ریزش مو، عفونت، پوسته شدن و درد شدید را به اشعۀ ایكس ربط داده بودند. دلایل ممکن بسیاری مورد تحقیق قرار گرفت: گاز اُزن تولید شده توسط ژنراتور ساکن، گرما و رطوبت خیلی زیاد، بیش از حد در معرض پرتو قرار گرفتن، و « حساسیت به اشعۀ ایكس ». در نگاهی به گذشته اینکه یك طور بی میلی نسبت به مقصر دانستن « اشعه های جدید » در بروز علائم غیر عادی بیماری وجود داشته گیج کننده بنظر می آید. اما هیچگونه سابقۀ تاریخی که بر پایۀ ترس معقول از اشعه ها باشد، و نیز دلیلی برای قبول اینکه تأثیرات آنها می توانسته کمتر یا بیشتر از ضرر برق باشد وجود ندارد.

 

وقتی علیه این عقیدۀ گسترده که اشعۀ ایكس بی ضرر است مخالفتهایی دیده شد، سؤالات اولیه دربارۀ ایمنی و کوششهایی در حفاظت تقویت شدند. اواخر سال 1896 الیهو تامسون[1] یک آماس پوستی روی انگشت دستش دید، و نتیجه گرفت که اشعه های باعث این مرض شده اند. ویلیام رولینز[2]، در سری کتابهایش به نام « نکاتی بر نورِ ایكس » که قابل توجه هستند احتیاط زیاد و استفاده از پوششهای سربی را حین پرتو دهی مورد دفاع قرار داد. اما اکثر افراد مشغول در این رشته این سخنان را نادیده گرفتند، و بزودی دارو و مرهمهایی از روی ( Zinc ) برای رفع سرخی بینی و دستانِ « متصدیانِ اشعۀ ایكس  » بفروش رسید.

 

برای بسیاری از مردان و زنان دیگر خیلی دیر شده بود. این بی توجهی ادامه داشت تا مرگِ کلارنس دالی[3] ( 1904 – 1865 )- دستیار ادیسون در ساخت تجهیزات اشعة ایكس  ، و ثبت کنندة مبارزۀ او با سوختن، قطع عضوهای پیاپی، و جراحتهای وسیع- که مشاهده گران پزشکی به این نتیجۀ جدی و قطعی رسیدند که اشعه ها می توانند کشنده و مهلک باشند. حتی پس از این واقعه؛ باور اینکه اشعه ها بطور مستقیم اثر سرطان زایی دارند مشکل بود. در این سالها، آگهی ترحیم پیشگامان رادیولوژی با یک نظم غم انگیزی در مجلات ظاهر می شد، محققان برای حل این تناقض و دوگانگی که این کشف جدید به همان اندازه که می تواند شفابخش باشد مرگ آفرین است تلاش کردند.

 

1-47) رادیولوژیستهای اولیه به هیچیک از در معرض اشعه قرار گرفتنهای فکر نمی کردند- اندازه گیری شدت لامپها، انجام نمایشها، محل و بیماران متعددی که در طول درمان با آنها بودند، حتی محاسبۀ میزان « دوز التهاب » در دستانشان را. فلورسکوپ دستی یکی از منابع عمومی در پرتو دهی بود که در سالهای 1890 متداول بود.

1-48) بعضی از تجهیزات اولیه بنظر می آمدند که برای پرتو دهی های خیلی زیاد طراحی شده اند. در این تصویر یک « تخت رونتگنولوژیست » که به طور خاصی بصورت یک میز اریب طراحی شده بود را می بینید که کار فلوروسكوپی را راحت کرده و از طرفی هیچگونه اقدام حفاظتی در آن صورت نگرفته است.

1-49) اگر چه اشخاص بسیاری متوجه ارتباط مشکلات با « سوختگیهای اشعۀ ایكس  » شده بودند، امّا این تا زمان مرگ کلارنس دالی (1904– 1865)، دستیار تمام وقت ادیسون در ساخت اشعۀ ایكس  و آزمایش ها، که بالاخره مشاهده گران در این که اشعه های سحر آمیز به همان اندازه که شفا بخشند می توانند مرگ آسا باشند متفق القول شدند.

1-50) در آن موقع برای خیلی از پیشگامان اشعۀ رونتگن دیگر خیلی دیر شده بود، مهران قصابیان (1910 – 1870) با دقت زیاد یادداشتها و عکسهایی از دستانش در طی پیشرفت غانقاریا و قطع عضو های متعدد تهیه کرد، به این امید که این داده ها بعد از مرگش مفید فایده واقع خواهند شد.

1-51) كوششهای اولیه برای محافظت در برابر پرتو ها مستلزم پوششهایی سربی، دامنهای سنگین، کلاه های فلزی، و دیگر متعلقات بودند که خیلی گرم بودند و گاهی اوقات کارِ مضرِّ رادیولوژی را حتی مشكلتر می کردند.

 


[1] Elihu Thomson

[2] William Rollins

[3] Clarence Dally





       نظرات
شنبه 20 فروردین 1384
پهلوان

رونتگن، که اشعة X  را برای دیگران گذاشت تا توسعه دهند و تکمیلش کنند، در سال 1923 دار فانی را وداع گفت، او آنقدر زنده ماند تا ببیند که چطور کشفش از یک اتاق تاریک شروع شد تا جزئی ضروری از جهان پزشکی مدرن شد.





       نظرات
شنبه 20 فروردین 1384
پهلوان


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic